Monday, July 4, 2011

فحشهای فارسی

متن زیر را توسط ایمیل دریافت کرده ام نمیدانم منبع اصلی آن کجاست؟
یک
شاید کمتر فرهنگی را می توان یافت که مثل فرهنگ ایرانی سرشار از فحش باشد. ما می توانیم از هر چیزی فحش بسازیم و این یک موضوع بسیار مهم است.
بخش بزرگی از بی عملی ما با فحش دادن جبران می شود و مثل ژیروسکوپی در زیردریایی با دادن فحش تعادل مان را به دست می اوریم. فحش دادن برای ما فقط یک وسیله ابراز انزجار نیست، حتی می تواند یک راه ابراز محبت باشد. گاهی اوقات فحش هایی که می دهیم، بخصوص فحش های جنسی، عملا بیان یک نیاز ماست، گاهی یک فحش اگر با شدت و حدت بیان نشود، می تواند یک آرزو یا یک خواسته سرکوب شده باشد. در حوزه سیاست تقریبا بخش اعظم نفرت ما از کسانی که به ما زور می گویند در مجموعه ای از الفاظ " کشدار" بیان می شوند. فحش هایی که هر کدام یک شغل محسوب می شوند و عده ای از آن برای کسب درآمد استفاده می کنند، گاهی فحشی که می دهیم همان کاری است که انجام می دهیم، مثلا مرتیکه نزولخور، مرتیکه عرقخور، زنیکه پاانداز. تقریبا همه چیز می تواند با یک جابجایی تبدیل به فحش بشود، مثلا دهاتی، کثافت، عوضی و هزار فحش دیگر. تقریبا مهم ترین کاربرد فحش در این است که از چیزی نفرت داریم ولی شهامت برخورد با آن را نداریم.
دو
یکی از نکات جالب مربوط به فحش در فرهنگ ایرانی تنوع و گوناگونی آن است. مثلا مجموعه فحش هایی که به " گه" مربوط اند دامنه وسیعی دارند، از شکل ساده ای مثل " سنده" گرفته تا شکل پیچیده تری مانند " گه لوله" و انواع بسیار پیچیده تری که برای اینکه وسط خواندن این نوشته بالا نیاورید نمی گویم. انواع ضایعات بدن مثل " ان دماغ" دارای گونه های مختلفی در فحش است. صدها نوع از فحش به دماغ مربوط می شود. بخش مهم دیگر انواع ارتباط جنسی است که در فحش دادن معمولا به مشکلات اجرایی آن هم فکر نمی کنیم. مثلا یک زن آلت تناسلی مردانه خودش را که ندارد، به محلی از شخص مورد فحش( مفحوش) حواله می کند که واقعا غیر قابل اجراست. این کار را در مورد عمل دفع هم انجام می دهیم، خلاقیتی که در این مورد وجود دارد از بخش های دیگر بیشتر است. مثلا " ریدم به روح جد و آبادت" که یکی از سخت ترین فحش های این ژانر است و اجرای آن مستلزم مجموعه ای از اعمال فیزیکی و متافیزیکی است و فقط با یک احضار روح کامل، که همزمان با آن عمل دفع صورت گرفته و فرد بتواند چنان قدرت خود را اعمال کند که فحش مذکور اجرا شود، مقدور می شود. فحش های سیاسی از گونه های پیشرفته و مودبانه فحش است و دایره واژگان آن بسیار وسیع است. از مزدور و اجنبی پرست و جاسوس و فتنه گر و بی بصیرت و بی ریشه و حزبل و ان الله و دستمال به دست تا انواع فحش هایی که با مالیدن بخش های مختلف مسوولان اداری و اجرایی کشور سروکار دارد، همه از فحش های سیاسی محسوب می شود. بخشی از فحش های ما نیز به تشبیه انسان به حیوان برمی گردد، اندازه خاصی هم لازم نیست وجود داشته باشد تا فحش های حیوانی مورد استفاده قرار بگیرد. از خرچسونه که حشره ای بسیار زیبا و جذاب است، تا مارمولک، گاو، خر، الاغ، گوساله تا لاشخور و گونه های گربه سانان و سگ سانان شامل فحش های حیوانی می شود. گاهی این فحش ها تنوع پیدا می کند، مثلا شیئی از یک حیوان به روح پدربزرگ یک مفحوش حواله داده می شود. فحش های اجتماعی نیز بخشی از فحش های ماست، در این فرهنگ هر عضوی از جامعه می تواند فحش باشد، از سوسول بالا شهری تا جواد و زاغارت و اوشکول و دهاتی بودن و حتی زن بودن یا بچه بودن یا مثلا تفاوت در اخلاق جنسی که خودش یک فرهنگنامه کامل فحش را با حرف کاف می تواند تشکیل بدهد. گونه های مختلف فحش به شکل های مختلف در نقد ادبی، سخنرانی سیاسی، رانندگی، خرید و فروش، و حتی در هنگام برقراری رابطه جنسی با عزیز ترین فرد نیز بروز می کند. از ژانرهای مهم فحش انواع مربوط به مذهب است، از سگ ارمنی تا جهود تا ان سادات تا گورو( گبر، فحش ویژه کرمان) تا آنجا که می دانم حداقل چهار پنج نفر از بزرگان ادب کشور در حال جمع آوری فرهنگ فحش هستند.
سه
یکی از نکات مهم در مورد فحش نداشتن رابطه میان انگیزه و انگیخته است. مثلا هیچ دلیلی ندارد که کسی به ما بدی کرده باشد تا به او فحش بدهیم. مثلا می گوئیم " جاکش خیلی بچه نازی یه" یا " مادر قحبه از اون خرخوان هاست" یا مثلا الزاما میان فحشی که می دهیم با نوع عملی که فرد انجام می دهد وجود ندارد. مثلا ممکن است کسی بیگانه پرست باشد، اما ما به او می گوئیم جاکش، یا مثلا مردی شغل اش واقعا جاکش باشد و طبیعتا بسیار تمیز و خوشبو باشد، اما به او می گوئیم کثافت لاشخور، یا مثلا کسی هنرمندی باشد که هر ماه بای یک زن بخوابد، اما ما به او می گوئیم مفعول است. تقریبا فحش ها بر حسب میزان خنک کردن جگر کسی که فحش می دهد انتخاب می شود و خیلی مهم است که مجموعه فحش هایی که قطار می کنیم آهنگ و وزن و ریتم داشته باشد. اگر مجموعه فحش ها خوب چیده باشد براحتی می تواند جگر ما را خنک کند و شش مان را حال بیاورد. برخی فحش ها بسیار حرفه ای و کاملا دقیق هستند، مثلا " متدیوث" یکی از فحش های دست ساز دهه قبل بود که ریشه تاریخی داشت و معمولا فحش ویژه افراد متخصص بشمار می آمد. بسیاری از فحش هایی که ما می دهیم نه تنها نشانه بد بودن یک آدم نیست، بلکه نهایت مظلومیت یک نفر را نشان می دهد، مثلا " کون دریده" که نه تنها صفت بدی نیست، بلکه نشان دهنده ظلمی است که بر فردی رفته است، یا مثلا مرتیکه "بیسواد گداگودوله کس مغز" که فقط نشان می دهد که یک فرد تا چه حد در فقر فرهنگی قرار داشته است.
چهار
یکی از نکات مهم در مورد فحش، چرخش زبان و ورود یک فحش از زبان مخفی به زبان عمومی و حتی روزنامه نگاری و یا سینما و تلویزیون است. مثلا واژه " حال دادن" یا " حال کردن" که زمانی مربوط به رابطه جنسی بود، از ده پانزده سال قبل وارد ادبیات عمومی شد و دهها فعل از آن ساخته شد، مثل " حال شو ببر" و بر اساس آن چند ترانه خوانده شد. این واژه در حال حاضر دیگر معنای جنسی ندارد. یا مثلا واژه " جیگر" که زمانی بین فحش و متلک در حال حرکت بود، تبدیل به یک واژه عمومی شد که به هر چیز خوبی اطلاق می شود و الزاما مربوط به دختران جذابی که حال پخش می کنند نمی شود.
پنج
فحش دادن مثل دین، هیچ محدودیت جغرافیایی و تاریخی ندارد. در ادبیات عرب آمده است که وقتی دو جنگاور می خواستند بجنگند، اول یک ربع به هم فحش می دادند و این فحش ها به شعر در می آمد و معمولا تمام زنان خانواده و دوره کودکی فرد را شامل می شد. مثلا یکی می گفت " ای زنا زاده فرزند زنا زاده برادر فاحشه ای که با سگ جماع می کرد" و دیگری پاسخ می داد " ای خرما فروش زنا زاده ای که دانه خرما در دماغت سی سال بود و نمی فهمیدی" بعد عده ای نمره می دادند که شعر- فحش کدام یک بهتر بوده و آنگاه آن دو نفر به هم نزدیک می شدند و دو ضربه شمشیر به هم می زدند، و دوباره شعر می خواندند. گاهی اوقات یک فستیوال ادبی و شعر در حین جنگ برگزار می شد. در تاریخ ایران نیز انواع فحش وجود دارد که مثلا شاه به دلقکش می داد و حتی گاهی برعکس می شد، یعنی مثلا دلقک شاهی که ده هزار آدم کشته بود شوخی شوخی به زن و مادر شاه می گفت فاحشه بعد دوتایی یک ساعت می خندیدند. تقریبا هیچ دیوان شعر یا مجموعه حکایتی نیست که نشان بدهند ما در هزار سال گذشته زمانی را بدون فحش گذرانده ایم. البته فحش در همه فرهنگ ها وجود دارد. من در یک وب سایت اینترنتی تقریبا کلکسیون مبسوطی از انواع فحش را از همه ملل خوانده ام، خلاقیت در اکثر ملت ها وجود دارد ولی باید قبول کنیم که ما در تولید و استفاده از فحش یک سرو گردن از اکثر ملت ها بالاتریم.

No comments:

Post a Comment