Wednesday, January 5, 2011

كتاب محمدعلي سپانلو منع انتشار شد

شاعر در بستر بيماري؛ آثارش در كشاكش مجوز
 
كتاب محمدعلي سپانلو منع انتشار شد

سپانلو دوران بيماري و بستري شدن در منزل را در تنهايي سپري مي‌كند. تنها دلخوشي شاعر؛ كتاب‌هايي هستند كه او ترجمه يا سروده و به ارشاد سپرده تا منتشر شوند اما كتاب‌ها در ارشاد مانده‌اند: زندگينامه‌ي شاعر، نمايشنامه‌هاي عادل‌ها و شهروندان،‌ افسانه‌ي شهر گمنام و ....

ایلنا: محمدعلي سپانلو كه هنوز درد و رنج ناشي از دو عمل جراحي را پشت سر نگذاشته است، اين روزها از ناحيه‌ي استخوان پا هم دچار آسيب شده و استخوان پاي وي از بالاي ران، دچار شكستگي شده است.
سپانلو، كه بيش از شصت كتاب منتشر كرده است و يكي از شناخته‌شده‌ترين شخصيت‌هاي ادبي ايران در ديگر كشورهاست، مي‌گويد: اگر وضعيت كتاب‌هايم به همين روال ادامه يابد، ديگر روحيه‌اي برايم باقي نخواهد ماند.
با اين‌حال اصرار دارد كه بگويد: دست از نوشتن خواهم كشيد.(همين طور كه مي‌گويم منعكس كنيد لطفا؛ خودش مي‌گويد).
دليل دلتنگي محمدعلي سپانلو، منع انتشار شدن تاريخ‌شفاهي اوست. سري تاريخ شفاهي، مجموعه گفت‌وگوهايي است كه به بررسي زندگي، آثار و روابط و زندگي شخصي نويسنده‌ها و شاعران بزرگ ايران مي‌پردازد. دبير اين سري كتاب‌ها محمدهاشم اكبرياني، شاعر و داستان‌نويس است. از اين سري كه در نشر ثالث منتشر مي‌شود، مجلدهاي متعددي به چاپ رسيده است اما مجلد مربوط به زندگي و آثار محمدعلي سپانلو در ارشاد متوقف شده است.
سپانلو، شاعر، مترجم و منتقد، در ارتباط با اين كتاب با ايلنا، مي‌گويد: خسته و بي‌روحيه در بستر دراز كشيده‌ام. بعداز عمل پانكراس و كيسه‌صفرا در منزل، روزگارم را در منزل مي‌گذراندم كه چهار هفته‌ي پيش پايم شكست. در مخمصه‌ي درد و گرفتاري، باخبر شدم كه تاريخ شفاهي زندگي‌ام كه مجموعه‌ي مفصلي بود، منع انتشار شده است.
شاعر شهر تهران، درباره‌ي اين كتاب مي‌گويد: كتاب، متشكل از گفت و گوهايي با من است كه از خصوصي‌ترين خاطره‌هايم تا گفت‌وگوهايم با شخصيت‌هاي بزرگ ادبيات جهان را دربرمي‌گيرد. گفت و گو با لويي آراگون، آگاتا كريستي، نجيب محفوظ و چند نويسنده‌ي بزرگ ديگر در اين كتاب گنجانده شده است. خاطراتي هم از شاعران بزرگي همچون شاملو، اخوان، رويايي و منوچهر آتشي و دوستان نزديك من در كتاب آورده شده است.
سپانلو مي‌گويد: با فروغ در نمايش؛ مرغ دريايي؛ چخوف تمرين مي‌كرديم كه درگذشت...
او تاكيد مي‌كند: نكته‌ي جالبي درباره‌ي اين كتاب هست. در جاهايي من از نظام هم دفاع كرده‌ام. پايش هم شجاعانه مي‌ايستم. بسياري از دوستان در خاطراتشان از اين مسائل مي‌گذرند. اما من گفته‌ام. يكي از اين مسائل اين بود كه درباره‌ي مسائل مربوط به آغاز انقلاب توضيح دادم كه اين نظام نبود كه ترورها را شروع كرد. مي‌شد مثل برخي ديگر از دوستان از برخي مسائل بگذرم و كتابي بي‌خاصيت تحويل دهم.
محمدعلي سپانلو ادامه مي‌دهد: بيش از شصت كتاب منتشر كرده‌ام و شش كتابم در ارشاد مانده است. با اين وضعيت ديگر روحيه‌اي برايم باقي نمانده است. دست از نوشتن خواهم كشيد. بخصوص با وضعي كه براي تاريخ شفاهي پيش آمد، متاثر شدم. اين كتاب سال‌هاي كودكي و جواني و دانشگاه، سال‌هاي شعر و ترجمه و تاسيس كانون نويسندگان، سال‌هاي مجلات مختلف، رويايي، اخوان، شاملو و بسياري ديگر را دربرمي‌گرفت. حتي شوخي‌هاي شاملو را با آيدا با حضور ذهن ذكر كرده‌ام. همه‌ي اين‌ها خواندني بود. اين كتاب مي‌توانست مرجعي از تاريخ شفاهي شعر مدرن ايران باشد.
سپانلو ادامه مي‌دهد: دفترهايي مانند خانم زمان و قايق‌سواري در تهران در شعر ايران نظير ندارد. نگاه تازه به تاريخ و شهر جديد در ايران، زباني كه در اين دفترها هست، همه‌ي اين‌ها به شعرهايم تازگي بخشيده است. بعداز اينكه من نباشم، قضاوت روشن‌تري از كارهايي كه در ادبيات اين مملكت كرده‌ام؛ صورت خواهد گرفت.
او ادامه مي‌دهد: يك نمايشنامه از آلبر كامو به نام عادل‌ها هم در ارشاد دارم. جالب است كه چاپ نهم اين نمايشنامه در ارشاد خوابيده است ولي همين نمايشنامه با ترجمه‌ي مترجم ديگري منتشر شده است. كتاب‌هاي ديگري هم در ارشاد دارم. يك نمايشنامه از هلن سيكسو، يك نمايشنامه‌ از كامو به نام شهروندان و ترجمه‌اي از يكي از آثار گراهام گرين به نام مقلدها. اين ترجمه هم چاپ چهارمش در ارشاد مانده است.
شاعر، منظومه‌اي هم به نام “افسانه‌ي شهر گمنام” در ارشاد و منتظر مجوز دارد.
درخصوص كتاب تاريخ شفاهي زندگي محمدعلي سپانلو، دبير اين سري، هاشم اكبراني، مي‌گويد: از اين سري 12 مجلد منتشر شده است. اين كتاب به زندگي حرفه‌اي، اجتماعي، سياسي و خصوصي محمدعلي سپانلو مي‌پردازد.
اكبرياني مي‌گويد: باتوجه به اينكه سپانلو از شخصيت‌هاي تاثيرگذار ادبيات ايران بوده است و روابط گسترده‌اي با ديگر اهالي ادبيات و هنر ايران داشته است، خاطرات او بخش مهمي از تاريخ ادبيات مدرن ايران است. بنابراين، تاريخ شفاهي زندگي سپانلو، تاريخ زندگي ديگر نويسندگان ايرن نيز خواهد بود.

آخرين سروده‌هاي اخوان‌ثالث منتشر مي‌شود

مجموعه اشعار مهدي اخوان ثالت كه «سال‌ ديگر اي دوست؛ اي همسايه!» نام دارد از ميان دست‌نوشته‌ها و سياه مشق‌هاي اين شاعر كشف و جمع‌آوري و براي انتشار به وزارت ارشاد سپرده شده است.

ایلنا: مجموعه‌اي با نام «سال‌ ديگر اي دوست؛ اي همسايه!» را تدارك ديده‌ايم كه شامل آثاري از زنده‌ياد مهدي اخوان ثالث كه تا كنون در يك كتاب منتشر نشده‌اند.
زردشت اخوان ثالث(مدير انتشارات زمستان) در گفتگو با خبرنگار ايلنا، ضمن بيان اين خبر افزود: برخي از اين اشعار به صورت تك تك در مطبوعات منتشر شده و برخي ديگر از ميان دست‌نوشته‌ها و سياه مشق‌هاي ايشان كشف و جمع‌آوري شده است. در اين ميان تعدادي از آخرين اشعار اخوان ثالث نيز كه تاكنون منتشر نشده ‌بودند؛ در اين مجموعه به چاپ خواهد رسيد.
وي درخصوص اين مجموعه گفت: «سال‌ ديگر اي دوست؛ اي همسايه!» مجموعه‌اي‌ است حدودا با 215 صفحه كه برگرفته از تمام دوره‌هاي شعري اخوان ثالث است. اين كتاب با اين مختصات براي اخذ مجوز به ارشاد سپرده شده و بايد ديد راي ارشاد چيست.
زرتشت اخوان ثالث در ادامه درباره‌ي تازه‌هاي انتشارات زمستان توضيح داد: خوشبختانه پس از 7-8 سال موفق شديم «نقيضه و نقيضه سازان» مهدي اخوان ثالث را تجديد چاپ كنيم. همچنين جلد بعدي مجموعه‌كتب امثال و حكم با نام «ذيلي بر امثال و حكم دهخدا» نيز كه شامل حاشيه‌نويسي‌هاي اين شاعر برجسته و جمع‌آوري مثل‌هاي ايراني‌ و برخي از شواهد آن‌هاست، به زودي منتشر خواهد شد.
پسر زنده‌ياد اخوان ثالث اضافه كرد: جلد سوم مقالات اخوان با نام «حريم سايه‌هاي سبز» هم آماده چاپ است و پيش‌بيني مي‌كنيم در ماه‌هاي آينده به بازار كتاب بيايد. همينطور كتاب‌هاي «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم»، «آخر شاهنامه»، «از اين اوستا» و «سركوه بلند» تجديد چاپ خواهند شد.

ببار ای بارون ببار استاد شجریان

دیروز نوشتم:
قاصد روزان ابری داروک
کی می رسد باران
بارانی بارید اما
http://www.youtube.com/watch?v=p1M7CPReYUE&feature=related

روز ولنتاین

تصویر حکم ممنوعیت ولنتاین که از طریق اتحادیه های اصناف به واحدهای صنفی ابلاغ شد

Tuesday, January 4, 2011

سن ازدواج

 به گفته  حسن موسوی، بخشدار خسروشهر ، سن ازدواج دختران در برخی مناطق و روستاهای این منطقه به ۸ سال و سن ازدواج پسران به ۱۳ سال کاهش یافته است. وی این مطلب را در جلسه کارگروه خانواده در تبریز اعلام کرد و نسبت به عواقب اجتماعی این پدیده در حال گسترش هشدار داد. 

حسن موسوی در بخش دیگری از صحبت های خود در مورد برخورد با این  پدیده اظهار داشت که  گروه های زنان  باید در زمینه فرهنگ سازی و آموزش خانواده ها تلاش کنند.

یکی از راه های برخورد موثر به پدیده ازدواج در سنین کودکی غیرقانونی کردن آن و مجازات خاطیان است.
سازمان های بین المللی، به ویژه سازمان ملل، در قطعنامه های متعددی از کشورها خواسته اند تا با ممنوعیت ازدواج در سنین کودکی با این معضل اجتماعی برخورد کنند.

فقر چیست؟

نکاتی بسیار قابل تامل درباره فقـــر
 
 
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
 
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛
 
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛
 
فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال محرم حسینیه راه بندازی؛
 
فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات بابک خرمدین رو ندونی؛
 
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
 
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشوبپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی و بهش بگی خوششششگلهههه؛
 
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛
 
فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛
 
فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛
 
فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛
 
فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛
 
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛
 
فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛
 
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛
 
فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛
 
فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
 
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛
 
فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛
 
فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛
 
فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛
 
فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛
 
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛
---------------------------------------------------
به نقل از یک ایمیل دریافتی
- ندار و دارا - عامی و روشنفکر  -کارگر  ومهندس - دانشجو و استاد 
به راستی چند نفر از ما با تعاریف فوق فقیریم ؟
بعدالتحریر: خیلی عوامانه شد؟

سرآغاز

قاصد روزان ابری 
داروک
کی می رسد باران
کی می رسد باران
کی می رسد
کی